ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

مملکت غریب با طعم انگشت

اورژانس بیمارستان.مریض افغانی.شک به خونریزی از دستگاه گوارش.توش رکتال من را می طلبد(معاینه ای که پس از پوشیدن دستکش،با دست و به طور اختصاصی یک انگشت مبارک،ترجیحا درازترین انگشت،به ناحیه تحتانی مریض حمله ور می شوید.بر روی اعصاب پیاده روی میکند ومعمولا پزشکان از آن فرار می کنند.در بعضی از کتب پزشکی به عنوان سر آمد همه معاینات شناخته می شود.برای دانستن بیشتر این جا را ببینید)برای او توضیحات لازم را می دهم و میخواهم که همکاری لازم را انجام دهد.با دیده تردید به من نگاه می کند و خواستار انجام معاینه دیگری به جای این عمل وقیح است.او را قانع کرده که شتری است که دم خانه هر مریضی می خوابد، ماموریت را انجام داده و نتیجه را در پرونده ثبت می کنم.صدای داد و فریاد می شنوم.

_در مملکت غریب انگشت درک.ا.ن محمد رضا می کنید؟مظلوم گیر آورده اید؟(با دست به من اشاره می کند)همین بود!خجالت نمیکشی انگشت خود را فرو برده در برادرم؟تو انسانی؟