ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

نور،صدا،حركت

هر وقت ميرم سينما ياد اين حرف آلفرد هيچكاك ميفتم كه "مدت زمان يك فيلم بايد ارتباط مستقيمي با تحمل مثانه بيننده داشته باشه"
آقا ببخشيد!شرمنده!بار آخره!قول ميدم!عذر مي خوام!

Don't Make Me Laugh

ما دلقك ها هميشه احتياج به افراد بيشتري داريم كه بهمون بخندن.آره!بعضي زندگيها از اون چيزي كه فكر مي كني تلخ ترند.
(بعضي وقتها با دلقكهاي سيرك صحبت كنيد،دلشان پر است)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۳, سه‌شنبه

..... مطلقه ....

بچه كه بودم بابا هميشه يك داستان را شبها برام ميخوند:
خروس از حيوانات جنگل باج مي گرفت چون مي گفت اگه صبحها من قوقولي قوقو نخونم آفتاب در نمياد تا اينكه يك روزصبح خروس خواب موند...
اين روزها تازه دارم ارزش اين داستان را درك مي كنم.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

شاكي

خانم محترم!شما به چه اميدي با پسري كه دويست تومن پول نداره به من پيرمرد كمك كنه مي گرديد؟
(پاسخي كوبنده بود به پسري كه از كمك كردن به گداي خياباني امتناع مي ورزيد و مشغول صحبت با دوست دخترش بود)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

زخمه میزنی اي دوست

ببخشيد!وسط كلامت!فرانكلين ميگه سه نفر مي تونن يك راز را نگه دارن به شرطي كه دو نفرشون مرده باشن،نظر تو چيه؟
(و من سرم را ميندازم پايين، چون داشتم راز يك نفر را براش مي گفتم)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

language difficulty

!Hi-
......
?How are u-
...........
?Can u speak persian-
(احتمالا جواب yes بوده است)
خدا پدرت رو بيامرزه،رضا!پدر سوخته!تويي؟
(مكالمه اي تلفني در يكي از حجره هاي بازار بزرگ تهران)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

No Country for Old Men

به قول معروف،آدم وقتي پير ميشه به يه جايي ميرسه كه دوست نداره روز تولدش رو يادش بيارن،چون حس ميكنه به مرگ داره نزديك تر ميشه.به اون مرحله برسي جوون!
(انجمن پيرمردها در پارك فرصتي خداداديست براي ما وبلاگ نويسها)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

بچه‌های ابدی

قدر يك بچه عقب مونده را فقط يك زوج نابارور مي فهمه.
(روانپزشك به مادري كه پسرش مبتلا به سندرم داون بود و شكايت ها مي كرد،گفت)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

Shake It Baby

تو كه ادعاي پينك فلويد و متاليكا و نيروانا و راك و متالت گوش فلك را كر كرده و همه از نظر تو جوادن،ميخوام بدونم اگه سوسن خانم نبود تو مهمونيها و عروسيها با چي مي رقصيدي؟هان؟!
(بعضي اوقات تو خلوت خودم كه فكر مي كنم ميبينم راست ميگه،با Nothing Else Matter هيچ كمري به لرزش در نمي آيد)

ناطق تاريخ

آقا جون!كشور ما تو كل تاريخ هميشه ده درصد آدم روشنفكر و درست حسابي داشته،نود درصد آدم ساده لوح و عامي و پاچه خوار،هميشه هم اين نود درصد روي اين ده درصد سوار بودن و اين بنده خداها داشتن حرص مي خوردن!اگه تونستيد كاري بكنين كه اين ده درصد بيان رو،وضعيت مملكتتون درست ميشه اگه هم نمي تونيد ساكت باشيد مي خوام آهنگمو گوش بدن.
(اگر خواستيد كتاب تاريخي بنويسيد ويرايش بعضي قسمتها را به راننده تاكسيها بسپاريد)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

Real Love

بهترين دوستت كسيه كه مي دونه و خبر داره چه آدم عوضي اي هستي و هنوز داره باهات ميگرده!
(و اشاره ميكنه كه دوست داشته امسال براي ولنتاين اين جملات عاشقانه را روي كارت براي دوست دخترش بنويسه اما حجب و حياي ايراني اجازه اين كار را بهش نداده است)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

Thank You for smoking

به قول باباي خدابيامرزم،سيگار يك سرش آتيشه،يك سر ديگش يك احمقه!
(و از اين پاكت هاي سيگار با عكس دل و قلوه و شش وينستون لايت درمياره و شروع ميكنه به كشيدن)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

اگزوز خاور

هميشه اعتقاد داشتم اين جمعيتي كه به ورزشگاه آزادي ميرفتند اگر به جاي اين همه خلاقيت در دادن انواع فحشهاي ناموسي فقط ده درصد شعور سياسي داشتند، وضعيت مملكت اين نبود.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

اهداي عضو،اهداي زندگي

اجازه نديد اعضاي بدن پسرتون به بهشت بره.خدا درك مي كنه كه ما اينجا،روي زمين،بيشتر از بهشت بهشون نياز داريم.
(متخصص بيهوشي به پدر و مادري كه پسرشون دچار مرگ مغزي شده بود گفت.فكر مي كنم تاثير گذارترين جمله اي بود كه در زمينه اهداي عضو شنيده بودم)

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

scary movie

- تو كه اين همه مدته كه ازدواج كردي،نظرت راجع به ازدواج چيه؟
- به قول گفتني ازدواج بيشتر به درد اونهايي مي خوره كه مي ترسن شبها تنهايي بخوابن!
- ممنون.
- خواهش مي كنم.

obesity

تا يك سني بزرگ ترين دغدغه زندگيم طولي بود.وقتي مطمئن شدم صفحه رشد استخوانم بسته شده و طولم بيشتر از اين نمي شه،بزرگترين دغدغه زندگيم عرضي شد.