ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

+18

عصبانی بودم.از صبح با هزار نفر سر و کله زده بودم.با اون پیکان سفیدش پیچید جلوم.می تونستم برم بزنم کل دندوناش را تو دهنش خرد کنم.قابلیتش را داشتم که کل فحشهای ناموسی دنیا را بارش کنم.اما منصرف شدم.منصرف شدم وقتی چشمم به نوشته پشت ماشینش افتاد:
EAT IT
به ظاهر ساده بود اما هزاران مفهوم داشت.لبخندی زدم.به مسیرم ادامه دادم.

۱۶ نظر:

صادق صادقی گفت...

هیچ معلومه شما یک ماه یک ماه کجایید؟

کفتار گفت...

مملکته داریم؟ 2

زمان مَمَّد پیرپَکاجَکی

گاو و گوسفندها از باس.ن اچبر قنجی تناول می کردند و به یارو می گفتند قاتل، الان از مال دوتا دیگه نوش جان می کنند و بهش میگن امیرکبیر ایران.

مرجان عزیزی گفت...

بعد از 1 ماه خوشحالمون کردی!

جالب بود.....یه مطلب ساده که شاید کسی بهش توجه نکنه

مهدیس خانوم گفت...

من که چیزی از این مطلب نفهمیدم ...
یا خنگ شدم یا پس چی؟
ولی کجا بودین این همه مدت آیا؟

Kukuie! گفت...

سلام
خیلی با حال بود

ماتسوشیما گفت...

سلام
جات بودم بعد از خوندن اون جمله پیادش میکردم و پدرشو در می آوردم

سورنا گفت...

همچين نوشته بودي 18+ گفتم چي مي خواي بگي...
اما طنزي نبود اونچنان بود؟

هواپیمای سقوط‌ کرده گفت...

Eat what? huh? really? oh my god!!

بهزاد گفت...

سلام
ما وبلاگی به عنوان نوشته های یه بابابرقی ایجاد کردیم که قصد داریم به سوالات معمول که درزمینه برق مطرح میشه و همچنین مشکلاتی که برای سیستم برق کشی منازل و لوازم خانگی پیش میاد جواب بدیم
ازتون ممنون میشم اطلاع رسانی کنیدتا بتونیم مشکلات هموطنانمون رو هر چندکوچک حل کنیم

زنی که ... گفت...

یادم باشه یه پشت ماشین بخرم

تلخون گفت...

واقعا همینطوره
اگه اون طرف سوار ه ماشین مدل بالا بود خیلی رفتارمون باهاش متفاوت بود تا وقتی کسی سوار پیکان باشه

خون جگر گفت...

خوشم اومد از حس سلیقه این راننده عزیز .خوش سلیقه بوده دیگه.

ناشناس گفت...

kalme too neshonesh midadi

یک دبیر گفت...

البته ببخشید این نباید شما را آرام میکرد . چرا که او نوشته بود نه شما .....
ولی خیلی بی شعور بوده ...

محمد گفت...

http://kam.persianblog.ir/
ظاهرا شمام مینیمال گونه مینویسی
خوشحال میشم منو هم لینک کنید
منم شما رو لینک میکنم

limit گفت...

یعنی واقعا با همچین چیزی آرام شدین ؟این که بدتره!!!