ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۹, شنبه

از دستم عصبانی نباش لطفا!

میدونم که خیلی وقته اینجا ننوشتم.
میدونم که این جا رو تار عنکبوت بسته با تخم کفتر.
خواستم بگم گهگاهی تو تلگرام می نویسم.
اگه دوست داشتی بیا.
https://telegram.me/TanzeMotafavet

ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

I want to control my diabetes

دکتر این قرص های قندِ الان اصلا فایده نداره.نور به قبرش بباره الهی!
(اینو میگه و قرص قندش رو با یکی از این نوشابه های زرد فانتا میندازه بالا و ملحفه رو می کشه رو سرش که خیلی مزاحمش نشم)

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱۴, دوشنبه

Help Me Please!

دو تا خواهرند هر هفته میان بیمارستان.دیروز یکیشون نیومده.می گم خواهرت نیومده.میگه آره دکتر!امروز مریض بود نتونست بیاد!

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه

Hilarious Iranian Advertisement

روی برگه های مشاوره رفتاری که به مناسبت روز جهانی ایدز قراره بین مردم پخش کنیم نوشته شده:
فاعل و مفعول هر دو گناهکارند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

Be careful

دیگه باید تمومش کنم.این سومین ماهییه که دارم این جا طبابت می کنم و از نزدیک به چهارصد زنی که دیدم جرات نکردم یه سوال ساده را بپرسم.
-حاج خانم!میگما این روبنده اذیتتون نمی کنه؟تو این گرما؟
(یه نگاه عاقل اندر سفیه میندازه)
نه،فشارمو گرفتی؟برم دیگه؟
-آره،بفرمایید این هم داروهاتون!
(روبندش را میندازه پایین روی صورتش.موقعی که داره از در مطب میره بیرون یه دفعه برمی گرده انگار می خواد یه نکته مهم را بگه)
-حواست باشه!ما زنای سنی دو جا بیشتر روبندمون را برنمیداریم!یکی جلوی محرممون،یکی هم جلوی دکترمون!حواست باشه!

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه

?How Open-minded Are You

با تمام احترامی که برای چهار نسل روشنفکری درایران قائل بوده و هستم و با سپاس از زحمات شبانه روزی این عزیزان،در مملکتی که آهنگ" واویلا لیلی" از "قیصر" در راس چارت موزیک آن قرار می گیرد،لطف کرده و سطح توقعات خود را پایین بیاورید.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه

I love sugar and oil

درمانگاهی در استان پهناور ...../ساعت هشت و بیست و پنج دقیقه صبح/پیرزنی حدودا هفتاد و پنج ساله

-اومدم قند و روغن بدم.
-مادر جان این جا درمانگاهه.تعاونی نیست که.بعدش هم قند و روغن را معمولا می گیرن،نمیدن که!
-مگه این جا آزمایشگاه نداره؟آزمایش قند و روغن مگه نمی گیره آزمایشگاهتون؟

توضیحات
قند:شکر بدن.محبوب ترین نوع آزمایش در ایران.
روغن:کلسترول.به دلایل نا مشخص وقتی شکر کسی را بررسی می کنی،روغن او را هم باید چک بکنی.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

Why I Love This Country

تو یکی از پروازهای خارجی بودم و از شانس خوبم سعادت همسفر شدن با یک خانواده ایرانی (زن و مرد نسبتا جوان با یه پسر بچه توپولی ده ساله) نصیبم شده بود.کودک مورد بحث(با عرض شرمندگی)یه آروغ بعد از غذا زد که صوت و فرکانسش یه مقدار بلند بوده و موجبات نشاط و شادمانی مهماندار هواپیما که خارجی بود را فراهم کرد به طوری که مهماندار نتونست جلوی خنده خودش را بگیره.پدر در یه حالت کاملا رسمی پس گردنی به پسر زد و گفت:
چرا کاری می کنی که دشمن را شاد می کنی؟مگه نمی بینی آقامون میگه هر وقت کاری کردی که دشمن را شاد کردی بفهم که اشتباه کردی؟

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

The most common lie is that which one lies to himself

سرش رو از تو روزنامه میاره بیرون و میگه:
قسم می خورم یه سری تو ایران هستن که نیم کره راست و چپ مغزشون داره به هم دروغ میگه!
تیتر روزنامه کیهان را می خونم:
هدفمند کردن یارانه ها بیشتر از همه به نفع اقشار کم در آمد جامعه است.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

ببخشید مزاحم میشم،آلبوم جدید استاد افتخاری را دارید؟

خبر کوتاه بود و خوشحال کننده:
کیهان کلهر برای چهارمین بار نامزد دریافت جایزه گرمی شد.
یکی از دوستانم به طنز گفت:
کیهان جان نمی خواد بری از دست اون اجنبی ها جایزه گِرمی بگیری؛ بیا اینجا خودمون بهت جایزه کیلویی بدیم!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

?Who are the developing countries

تصویر گویاست!معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ساحل عاج(کشوری جهان سوم) به خیابانها آمده اند.هر دو کاندیدا اعلام کردند که برنده نهایی انتخابات آنها هستند.همه چیز آشناست.فقط کافیست به جای ساحل عاج(ایران)وبه جای دو(چهار)قرار دهیم.کاری با جهان سومش نداشته باشید.خیلی دوست دارم یه دونه برم بزنم پشت پیرهن سفیده با یه زبونی حالیش کنم که همدردیم برادر!

!faire la queue,s'il vous plaît

این اگه صف بهشت هم باشه من یکی حاضر نیستم برم تو صفش...
(وبا دستش صف پمپ گاز را نشون داد)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه

HEY,SOUL SISTER

-نگران نباش!مثل خواهر خودم مواظبش هستم!
(آقا به خدا ما نگران همین هستیم.تو پاش برسه به خواهر خودت هم رحم نمی کنی)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

Taxi Driver Game

سه تا از چهار ظرفیت پیکانش را پر کرده بود.یه جای خالی داشت که اون هم ترجیح داد تو راه یه مسافری بزنه.یک چهارم شیشه سمت مقابل خودش را کشیده بود پایین و برای زمین و زمان بوق می زد تا سوار تاکسیش بشن.بوقی هم برای سوژه مورد نظر زد!مردی حدودا سی ساله با قیافه اصیل تهرانی!از تو خیابون داد زد:
-تا کجا میری داشش؟
-(راننده یه نگاه به ما مسافراش کرد)من باید بگم تا کجا میرم؟والا دوره زمونه ای شده!شوفر به مسافرش باید جواب پس بده!مرتیکه گشاد(و یه نگاه تو آینه کرد که ببینه نامحرم تو ماشین نباشه و وقتی خیالش راحت شد دو سه تا فحش آبدار دیگه هم داد و پاشو گذاشت رو گاز و رفت)
-حالا خون خودتون را کثیف نکنید شما(یکی از این بچه سوسول های شهرک غربی به راننده گفت.از اینهایی که غیر از پاساژ میلاد و گلستان هیچ جای دیگه تو ایران را نمی شناسن)
-مگه پشه ام که خون خودمو کثیف کنم یا نکنم.حرفهایی می زنی آقا!شیطونه می گفت یه دونه با همین ابو قراضه می زدم زیر دو لنگش تا می فهمید که تا کجا میرم.
-ای بابا!(اون یکی مسافر گفت)این که لاغر مردنی بود.امتیاز نداشت که!باید بزنی زیر یکی از اون جیگرهای کنار خیابونی که امتیازت هم بره بالا!
(می خندیم! یعنی کلا شادیم)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

عزیزم!شما برای بیننده های ما میگی برف چه رنگیه؟

فقط خواستم بگم هیچ کس به اندازه این آقا شعور من را به سخره نمی گیره!
پ.ن
حتی بیشتر از احمد خاتمی!



ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

+18

عصبانی بودم.از صبح با هزار نفر سر و کله زده بودم.با اون پیکان سفیدش پیچید جلوم.می تونستم برم بزنم کل دندوناش را تو دهنش خرد کنم.قابلیتش را داشتم که کل فحشهای ناموسی دنیا را بارش کنم.اما منصرف شدم.منصرف شدم وقتی چشمم به نوشته پشت ماشینش افتاد:
EAT IT
به ظاهر ساده بود اما هزاران مفهوم داشت.لبخندی زدم.به مسیرم ادامه دادم.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

horse betting

میدونی؟زندگی یه قماره!تا حالا تو مسابقه اسب سواری شرط بستی؟می بینی اسبه سرحاله، رو فرمه ،هیچی کم نداره، همه می گن بهترینه اما آخرش اول نمی شه پولت دود می شه میره تو هوا.برای منم همین بود.مادیان بود.یه عیب نمی تونستی روش یذاری.چموش !خوشگل!وقتی رامش می کردی بهت خوب سواری می داد.می گفتن از خدا چی می خوای؟اما من باختم.پولم را نه زندگیمو باختم.احساسم را باختم.پنج سال پیش طلاق گرفتیم.
(در شهر کتاب نیاوران پس از خریدن یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی پای درددل مردی حدودا چهل ساله نشستم)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

Sure the people are stupid

(بلند بلند برای معشوقش می خواند)
دست منو بگیر
حس منو بفهم
آشنایی با تو کار خدا بود
(ندایی از آسمان می آید:حماقت خودت را لطفا پای من ننویس)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد!

هنوز یادم نمیره!پارسال همین موقع ها بخش روانپزشکی با استاد و دانشجوها تو یکی از اطاق های درمانگاه نشسته بودیم و منتظر مریض بعدی بودیم.یه مرد چهل و یک ساله بود با موهای جو گندمی،صورتی شکسته و یک غرور خاص مردونه تو نگاهش.وقتی استاد پرسید مشکلتون چیه گفت:
من هیچ مشکلی ندارم.فقط نمی تونم عاشق بشم.نمی تونم.می تونید کمک کنید؟
تا آخر مصاحبه هر جوری استاد سعی کرد یه مشکل دیگه پیدا کنه نتونست.مشکلش همون بود.نمی تونست عاشق بشه.می خواست ولی نمی تونست!نتونستیم کمکش کنیم.به همین سادگی!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

Dear Mr. President

اگر شما ذره ای از همتی که برای اصلاح دنیا نشان دادید را صرف اصلاح خودتان میکردید، اوضاع ما این گونه نبود!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

je t'aime pour toujours

آره پسر جون!خیالت رو راحت کنم!تو عاشقی همیشه دست برنده دست معشوقته!عشق نه کلاس سرش میشه!نه شرط و شروط!نه گله و بهونه!اگه دست برنده پیش تو بود بدون عشق نیست!هوسه!خوشگذرونیه!
(پیرمردی هفتاد و یک ساله بعد از شطرنج در پارک سر صحبت را باز می کند.از عشق جوانی،در بدر شدنش و این که عاشق از نظر اون فقط شهریاره و....)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

حاضر جواب

دیروز حوالی ساعت یازده صبح یه دختر پسر حدودا بیست ساله اومدند درمانگاه.پسر از این شلوار لی ها پوشیده بود که هر جاییش یک سوراخ داره و بعضی اوقات مثل پطروس فداکار هوس می کنی دستت را بکنی تو یکی از سوراخیهاش.دختر خانم هم که احساس کرده بودند باید برای مراسم دختر شایسته آماده می شدند.قبض گرفتند و در حالی که دست هم را محکم گر فته بودند اومدند تو:
-سلام.روز به خیر.مشکلتون چیه؟
-احساس می کنم کاندوم پای راستم پاره شده!(شوخی بی مزه ای که معمولا بعضی از مریضها از سر خوشمزگی انجام می دهند.دو تایی همدیگر را نگاه می کنند و شروع می کنند به خندیدن)
-لطف می کنید دفترچه خانم را بدید؟
-(با تعجب می پرسه)چرا؟من خودم دفترچه دارم.
-مگه نمی گید کاندوم پاره شده.کار از مرحله اولیه گذشته.حداقل چند تا قرص جلوگیری بنویسم خانم به صورت اورژانسی مصرف کنند.شاید بشه یه کاری نجام داد!