یک اتفاق خوب تو فرانسه نمیفته تو یک گزارش از اون برامون بفرستی؟
۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه
۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه
۱۳۸۸ دی ۶, یکشنبه
۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه
۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه
۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
دستمال سفید
می تونستم ساقی بشم بیام بهت مواد بفروشم معتادت کنم اما دارم کار می کنم، پس تو هم ازم این گلها را بخر.
(دستفروش پشت چهار قرمز)
(دستفروش پشت چهار قرمز)
۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه
۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه
معرکه با طعم پیری
- این سیگارهای فیلتر دار هم شورشو در آوردن. این جوری که من سیگار می کشم، باید تا الان می رفتم پیش بابای مرحومم. اون خدابیامرز بدون فیلتر می کشید. این فیلتر لعنتی همه ضررشو می گیره فقط بخار آب می فرسته تو اون ریه.
(و می زنه زیر خنده، از اون خنده های شیطانی که مطمئنم دل خیلی ها را با اون برده)
(و می زنه زیر خنده، از اون خنده های شیطانی که مطمئنم دل خیلی ها را با اون برده)
۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه
۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)