ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

horse betting

میدونی؟زندگی یه قماره!تا حالا تو مسابقه اسب سواری شرط بستی؟می بینی اسبه سرحاله، رو فرمه ،هیچی کم نداره، همه می گن بهترینه اما آخرش اول نمی شه پولت دود می شه میره تو هوا.برای منم همین بود.مادیان بود.یه عیب نمی تونستی روش یذاری.چموش !خوشگل!وقتی رامش می کردی بهت خوب سواری می داد.می گفتن از خدا چی می خوای؟اما من باختم.پولم را نه زندگیمو باختم.احساسم را باختم.پنج سال پیش طلاق گرفتیم.
(در شهر کتاب نیاوران پس از خریدن یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی پای درددل مردی حدودا چهل ساله نشستم)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

Sure the people are stupid

(بلند بلند برای معشوقش می خواند)
دست منو بگیر
حس منو بفهم
آشنایی با تو کار خدا بود
(ندایی از آسمان می آید:حماقت خودت را لطفا پای من ننویس)