ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

Be careful

دیگه باید تمومش کنم.این سومین ماهییه که دارم این جا طبابت می کنم و از نزدیک به چهارصد زنی که دیدم جرات نکردم یه سوال ساده را بپرسم.
-حاج خانم!میگما این روبنده اذیتتون نمی کنه؟تو این گرما؟
(یه نگاه عاقل اندر سفیه میندازه)
نه،فشارمو گرفتی؟برم دیگه؟
-آره،بفرمایید این هم داروهاتون!
(روبندش را میندازه پایین روی صورتش.موقعی که داره از در مطب میره بیرون یه دفعه برمی گرده انگار می خواد یه نکته مهم را بگه)
-حواست باشه!ما زنای سنی دو جا بیشتر روبندمون را برنمیداریم!یکی جلوی محرممون،یکی هم جلوی دکترمون!حواست باشه!